خانه | بالا

توصیه هایی برای بیخدایان

(دریافت فایل پی دی اف)

 

بیخدایان و ازدواج

 

- آیا یك بیخدا میتواند با یك خداباور ازدواج كند؟

- اهمیت احترام و رواداری

- تفاوت باورهای دینی و غیر دینی

- آیا یک زوج بیخدا سازگارتر از زوجی بیخدا-خداباور هستند؟

- وقتی ازدواج كردم فردی دیندار بودم اما حالا دچار شك شده ام

- همسرم پس از ازدواجمان مذهبی تر شده است

- بستگان همسرم نمیدانند كه بیخدا هستم، آیا باید به آنها بگویم یا نه؟

- بستگان همسرم حرفهایی علیه با بیخدایی میزنند، باید چه كار كنم؟

 

ازدواج رابطه ای بسیار مهم و شخصی است. به همین دلیل قابل درك است كه مردم سوالات زیادی در مورد نقش بیخدایی یا خداباوری در این امر دارند. آیا یك بیخدا و یك خداباور میتوانند با هم ازدواج كنند؟ آیا ازدواج دو بیخدا یا دو خداباور پایدارتر از ازدواج یك بیخدا و یك خداباور است؟ چه میشود اگر والدین همسر آینده تان مذهبی باشند؟ چه میشود اگر همسرتان در گذر زمان مذهبی تر و شما بیخداتر شوید؟ 

البته سوالات بیشتری نیز در طی دوره ی تأهل ممكن است مطرح شود. مثلاً اگر همسرم خیلی مذهبی بود چه كار كنم؟ آیا به همسرم بگویم كه بیخدا هستم؟ وقتی افراد تغییر میكنند مشكلاتی نیز بوجود می آید. ممكن است شخص نسبت به قبل دیندارتر یا بیدین تر بشود و این تغییرات بر شرایط زندگی مشترک او تاثیر میگذارند. حل این مشکلات ناممکن نیست ولی به احتمال زیاد این تغییرات می تواند به عواطف زوج لطمه بزند.

 

آیا یك بیخدا میتواند با یك خداباور ازدواج كند؟

این سوال هم برای بیخدایان و هم خداباوران مطرح است. ازدواج یکی از سرنوشت ساز ترین تصمیمات زندگی یک فرد است پس كاملاً قابل درك است كه مردم فكر كنند كه تفاوت یک بیخدا و یك خداباور شکاف هایی در رابطه ایجاد می کند و به دشواری های بعدی منجر می شود. این پرسش در مورد ازدواج افرادی با زمینه های اجتماعی یا نژادی مختلف نیز وجود دارد. 

پاسخ به این سوال بسیار مشكل است زیرا این مساله به شخصیت و شرایط افرادی كه درگیر آن هستند بستگی دارد. پس بهترین پاسخ این است كه بگوییم "بستگی دارد". یك بیخدا و یك خدا پرست میتوانند با هم ازدواج كنند اما موفقیت ازدواج آنها کاملاً به بستگی به توانایی در رویارویی با مسائلی دارد كه ممكن است پیش بیاید.

بالای صفحه 

اهمیت احترام و رواداری

 بدون احترام و رواداری هر رابطه ای محكوم به شكست است. در شرایط نارواداری و بی احترامی، اختلافاتی مانند مسئله ی وجود خدا میتواند شرایط را بحرانی کند. 

مسلماً احتیاجی نیست كه زوج در همه ی موارد توافق داشته باشند. اگر اینطور باشد احتمالاً زندگی خسته كننده ای خواهند داشت. به زبان روشنفکرانه، باید زوج توافق داشته باشند که عدم توافق دارند. لازم است هر كدام بپذیرد كه طرف مقابل بد یا احمق نیست. 

ممكن است شریك زندگی شما درباره ی موضوعی اشتباه کند و نظرش غیرمنطقی باشد، اما نباید چنان رفتار کنید که انگار اشتباه او ناشی از بیصداقتی است. توجه كنید كه شما هم كامل نیستید و ممكن است در مواردی در اشتباه باشید و غیرمنطقی فكر كنید. 

مسئله ی خیلی مهم این است كه نباید روز و شب درصدد تغییر دادن نظر طرف مقابل باشید. مسلماً شناسایی تفاوت ها و بحث درباره شان بسیار خوب است ولی تلاش مفرط برای عوض كردن نظر طرف مقابل كار مناسبی نیست، حالا در مورد هر موضوعی که می خواهد باشد.  

اگر این تفاوت در دین باشد، بدترین كار این است كه سعی كنید عقیده همسرتان را عوض كنید. بهتر آن است که به جای تلاش برای حصول توافق های جدید، بر نقاط اشتراکتان متمرکز شوید. اگر كسی را دوست دارید باید او را همان طور که هست دوست بدارید نه آن طوری كه دوست دارید باشد.

بالای صفحه 

تفاوت باورهای دینی و غیر دینی

بسیاری از مشكلات مربوط به "خداباوری" نیست، یك خداباور میتواند چندان مذهبی و متشرع نباشد و یا برعكس، یك مذهبی چندان خداباور نباشد. مشكل اصلی بین زوج بیخدا-خداباور معمولاً در عقیده و باورهای افراد درباره ی زندگی روزمره است. 

همانطور كه قبلاً گفته شد برای موفقیت یك زوج خداباور-بیخدا لازم است كه دو نفر نه تنها با هم كنار بیایند بلكه باید به یكدیگر احترام بگذارند. عدم احترام به همسر، زندگی مشترك را خیلی زود نابود میكند. بنابراین باورهای دینی كه موجب عدم احترام به همسر میشود زندگی مشترك را به خطر می اندازند. مثلاً خیلی از دینداران معتقدند كه زندگی مشترك باید بر اساس خدا و دین بنا شود. در این صورت زوج بیخدا-خداباور موفق نخواهند بود. مثال دیگر این باور مسیحی است كه تنها مسیحیان به بهشت میروند و ازدواج فرد مسیحی با یك بیخدا غیر ممكن است. 

اگر اینگونه باورها اعمال شوند به احتمال زیاد باعث جر و بحث و كشمكش خواهد شد. بنابراین اگر شخصی زندگی مشترك را بر اساس دینش میبیند و فرد مقابل زندگی مشترك را بر پایه آن دین نمیبیند، ازدواج بین این دو فرد نباید از ابتدا شكل گیرد. 

اگر در مورد تفاوت عقایدتان نگرانید خوب به این موضوع فكر كنید كه فرد مورد نظرتان فقط خداباور است یا مذهبی و متشرع هم هست. لازم است درباره ی عقاید و باورهای خاص دینی كه بر زندگی مشترك تاثیر میگذارند خوب فكر كنید.

 بسیاری از ازدواجها از قرارهای عاشقانه شروع میشوند. در این زمان تفاوت بیخدا و خداباور مشكلی بوجود نمی آورد اما این بدان معنی نیست كه شما متوجه مشكلات بعدی نباشید. وقتی یك رابطه عاشقانه را شروع میكنید از خود بپرسید كه از این رابطه چه میخواهید. آیا یك همصحبت و كمی سرگرمی میخواهید؟ یا اینكه این ملاقات ها مقدمه ی یك رابطه جدی و پایدار است؟ اگر حالت اول در مورد شما صدق میكند تفاوت بیخدایی-خداباوری برای شما مشكلی ایجاد نمیكند و با خیال راحت به رابطه ی خود ادامه دهید. اما اگر هدف اصلی شما از رابطه عاشقانه ایجاد یك دوستی پایدار و مستحكم است، نمیتوانید تفاوتهای مهمی چون دین را نادیده بگیرید. 

لازم نیست در اولین قرار ملاقات بحث دین را پیش بکشید (البته اگر امیدوارید قرار دومی هم در کار باشد!). قبل از جدی شدن رابطه باید دقت کنید كه شما دو نفر چقدر با هم سازگار هستید. اگر سوال یا نگرانی دارید باید در مورد آن با هم صحبت كنید. بعید نیست كه بسیاری از تفاوتها و مشكلات با تكیه بر عشق و احترام متقابل به سادگی حل شوند. در اینصورت میتوانید مطمئن باشید كه افراد بالغی هستید و میتوانید سایر مشكلات را هم به روشی مشابه حل كنید و ازدواج موفقی داشته باشید.

 بالای صفحه

آیا یک زوج بیخدا سازگارتر از زوجی بیخدا-خداباور هستند؟

واقعاً جای تعجب است اگر یك زوج بیخدا-خداباور نسبت به زوجی بیخدا یا زوجی خداباور سازگارتر باشند. حتی اگر یك بیخدا و خداباور بتوانند با هم ازدواج كنند برای موفق بودن این ازدواج نیاز به توجه و ملاحظات زیادی است، حال آنکه اگر هر یک با هم عقیده ی خود ازدواج کند دیگر نیازی به این ملاحظات نیست. 

اما در اینجا باید بپرسید كه معنی "سازگاری" چیست. چه چیزی موجب سازگاری میشود؟ آیا خداباوری میتواند به تنهایی موجب سازگاری شود؟ آیا یك مسیحی معتقد و یك مسلمان معتقد که هر دو خداباورند، سازگارند؟ آیا یك انسانگرای بیخدا و یك ن‍ژاد پرست بیخدا با هم سازگارند؟ 

بدون شك جواب این سوالات "خیر" است. پس خداباوری یک عامل قاطع و تعیین کننده در سازگاری نیست. البته خداباوری موضوع مهمی است ولی عوامل مختلفی در سازگاری افراد نقش دارند. بنابراین به راحتی می توان تصور کرد که سازگاری یك زوج بیخدا- خداباورکه ارزشها، نظرات و طرز فكر مشابهی دارند بیش از سازگاری یک زوج همعقیده باشد. زوج های بیخدا-خداباور میتوانند بسیار موفق باشند، و حتی از زوج های هم عقیده هم سازگارتر و کامیاب تر باشند. متاسفانه برخی از افراد اصرار بر ناسازگاری چنین زوجی دارند. این نگرش به علت آگاهی نداشتن از این موضوع است كه اختلافاتی مانند عقیده به وجود خدا لزوماً منجر به اختلافات مهم دیگر نمی شوند. 

بدبختانه، تعصباتی نیز در این مورد وجود دارد . مثلاً اینكه برخی فکر می کنند افراد بیخدا و خداباور اساساً با هم در تضاد هستند و ارتباط بین آنها غیرممكن است. این تعصب ها در میان هر دو گروه خداباوران و بیخدایان وجود دارد. متاسفانه باید بگویم كه هر دو گروه را باید سرزنش كرد زیرا نمونه های موفق زیادی در این مورد وجود دارد. به هر حال برخی از افراد حس میكنند كه مهمتر و "بهتر" از دیگران هستند و نمیخواهند پیشداوری های خود را تغییر دهند.

 بالای صفحه

من وقتی كه ازدواج كردم فردی دیندار بودم اما حالا دچار شك شده ام

هر انسانی در طول زندگی از نظر جسمی، ذهنی و احساسی تغییر میكند. آدمی باید رشد یابد و باید از نظر فکری تکامل پیدا کند. بخشی از این تغییرات در اثر تفكر در مورد عقاید قبلی و ایجاد سوال های جدید بوجود می آید. ممكن است شخص عقاید قبلی خود را رد نكند اما دست کم باید آنها را به دقت وارسی کند. 

مسلماً این مطلب، وارسی دقیق باورهای دینی را هم شامل می شود. ممکن است به پرسش گرفتن و بازنگری عقاید دینی خانوادگی كه با آنها بار آمده اید بسیار دشوار باشد. اگر همسرتان فكر میكند كه شما باید به عقاید دینی تان پایبند باشید و یا ارتباط شما بر اساس دین بنا شده باشد، این بازنگری ها مشكلات بیشتری را بوجود می آورند. حتی ممكن است همسرتان احساس كند كه شما به او و ارزشهای مشتركتان خیانت کرده اید. به همین دلیل شاید عاقلانه نباشد كه بطور ناگهانی اعلام كنید كه در دینتان دچار شك شده اید. در کل، رفتارهای عجولانه به هیچ وجه مناسب نیستند و این مسائل نیاز به توجه، دقت و بررسی دارند. 

باید وقتی را به این امر اختصاص دهید و خوب فكر كنید كه چه چیزی موجب شك شما شده است. آیا اطلاعات تاریخی سوال برانگیزی در مورد دینتان شنیده اید؟ آیا متوجه برخی از امور در دنیا (مثل درد، رنج و شر) شده اید كه با خصوصیات خدای دین شما سازگار نیست؟ آیا وجود دین دیگری با پیروان معتقد موجب شده تا به فكر انتخاب دینی درست تر بیفتید؟ 

شك در دین به دلایل مختلفی ایجاد میشود. به علاوه، هر شكی باعث ایجاد شك های جدیدی میشود که قبلاً مطرح نبوده اند. باید كاملاً بدانید كه چرا دچار شك شده اید. سپس سعی كنید در آن مورد مطالعه كنید تا به نظر صائب تری برسید. ممكن است عاقبت به این نتیجه برسید كه اعتقاد شما غیرمنطقی است یا برعكس ایمان شما قویتر بشود. ممكن است به جایی برسید كه مجبور شوید بین این دو گزینه یكی را انتخاب كنید: گزینه اول اینكه به دینی كه به غیر منطقی بودنش پی برده اید پایبند بمانید و گزینه دوم اینكه بیدین بشوید یا عقاید دیگری پیدا کنید که به نظرتان منطقی تر میرسند. بعضی از افراد گزینه اول را انتخاب میكنند و نام آن را "ایمان" میگذارند اما برخی دیگر "ایمان" را تنها تبعیت کورکورانه از دین میدانند.  

به هر حال اگر شك شما بر طرف نشد باید خود را برای یافتن مسیر جدیدی در زندگی آماده كنید. ممكن است بیخدا شوید یا دین جدیدی را انتخاب كنید اما توجه كنید كه انتخاب جدید شما باید بر اساس منطق باشد. نباید از اینكه راه خود را انتخاب میكنید شرمنده باشید چون شما مجبور نیستید تا ابد بر دین همسر یا خانواده تان باقی بمانید.  

معمولاً وقتی کسی در زمینه های سیاسی یا اقتصادی عقایدی غیرمنطقی داشته باشد، نکوهش می شود. اگر فردی بگوید "میدانم که سیاست های پرزیدنت فلانی عاقلانه نیست و می دانم که حزبش نمی تواند از پس توضیح تناقض های برنامه های رئیس جمهور برآید، با این حال من ایمان دارم که بالآخره آنها مشکلات را حل می کنند" چه کسی او را تحسین می کند؟  

پس اگر نمی توانید پاسخ های مناسبی برای شک و تردیدهایتان درباره ی دین بیابید، چه بسا شیوه ی زندگی دیگری را پیش بگیرید. شاید این شیوه بیخدایی نباشد بلکه گروش به دینی دیگر باشد. اما در هر حال باید شیوه ای بخردانه و بی تناقض باشد. نباید از پذیرش این حقیقت شرمنده باشید که کوشیده اید راه خود را چنان انتخاب کنید که معقول می یابید. هیچ اجباری ندارید که به صرف اینکه به دین همسر و خانواده تان بوده اید، تا آخر عمر به آن دین وفادار بمانید. 

وقتی سرانجام تصمیم گرفتید كه با همسرتان صحبت كنید زمان و مكان مناسبی را برای این كار انتخاب كنید. سعی كنید توضیح دهید كه شك یا ترك كردن دین اصلاً ارتباطی با زندگی مشترك شما ندارد و هنوز هم او را دوست دارید اما دیگر از لحاظ روانی و عقلانی باورهای دینی تان را پذیرفتنی نمی یابید. چه كسی میداند، شاید همسرتان را هم دچار شك كنید!!!

 بالای صفحه

همسرم پس از ازدواجمان مذهبی تر شده است

هر انسانی در طول زندگی از لحاظ فکری، ذهنی و عاطفی تغییر میكند. بخشی از این تغییرات در اثر تفكر در مورد عقاید قبلی و ایجاد سوال های جدید بوجود می آید. ممكن است شخص با ایمان تر شود یا عقاید قبلی خود را رد كند و یا اینکه به دین جدیدی بگرود.  

اگر همسر این شخص اصلاً مذهبی نباشد یا زیاد مذهبی نباشد ممکن است مشكلاتی در زندگی مشترك پیش آید. علاوه بر شیوه تفكر ممكن است روش زندگی و شخصیت فرد هم دچار تغییر شود و بر رابطه او با دیگران از جمله همسرش تاثیر بگذارد. این اتفاق اجتناب ناپذیر است اما سوال اصلی این است كه رابطه زوج دچار چه تغییری میشود. 

ممكن است این تغییر شرایط بهتری را بوجود آورد. شاید مذهب اختیار شده به گونه ای نباشد كه باعث شود آدم مذهبی شده بیدینان را دوست نداشته باشد بلکه موجب پایبندی بیشتر به زندگی مشترك و همدلی بیشتر با همسر شود. بنابراین مذهبی تر شدن الزاماً موجب اختلال در زندگی مشترك نمیشود. 

متاسفانه احتمال مشکلزایی مذهبی شدن بسی بیش از احتمال تفاهم زایی آن است. پژوهش های جامعه شناختی نشان می دهند که گروش به یک دین تازه موجب متعصب تر شدن افراد میشود (حتی اگر این "گروش" تنها به معنای تحکیم ایمان پیشین فرد باشد). البته هر تازه گرویده ای متعصب نمی شود، اما کاملاً محتمل است که رواداری او به همسرش که در ایمان او شریک نیست کاهش یابد. 

وقتی ایمان دینی شخص تقویت شود، باید انتظار داشت که دین به طور فزاینده ای در مواردی نقش پیدا کند  كه قبلاً نقشی نداشته است. بدین ترتیب این دین موجب اختلال در زندگی مشترك خواهد شد. همسر این فرد مثل او معتقد به اهمیت نقش دین در زندگی مشترك نیست و لذا زوج دارای دیدگاه متفاوتی در مورد نقش و شكل زندگی مشترك میشوند. در دراز مدت این حالت می تواند بسیار تنش زا  شود. 

بسیار خوب، باید چه كار كرد؟ مهمترین چیز گفتگو است. در غیر این صورت سوء تفاهم و جروبحث بوجود می آید. اگر هر دو نفر در مورد افكارشان صادقانه صحبت كنند شاید بتوان از بحران های بالقوه اجتناب کرد. 

طرف مذهبی تر باید شرح دهد كه ایمانش از چه جهت بیشتر شده و این موضوع چه اهمیتی در زندگی مشترك آنها دارد. طرفی كه كمتر مذهبی است باید موقعیت فعلی و اهمیت آن را در زندگی مشتركشان توضیح دهد. باز گذاشتن باب گفتگو می تواند اوضاع را تحت کنترل نگه دارد، حتی اگر اجرای خواسته های طرف مذهبی تر به علت مغایرت با دیدگاه های همسرش مقدور نباشد. 

مراجعه به یک مشاور مجرب نیز می تواند به شما كمك میكند. یک ناظر بیطرف میتواند پیشنهادهای خوبی برای شما داشته باشد. "بیطرفی" مشاور بسیار مهم است. مشاوری كه خود پایبند به دین همسرتان باشد ممکن است نتواند پیشنهادهای بیطرفانه ای بدهد. اما می تواند خیلی مقبول همسر مذهبی تان واقع شود. 

به همین دلیل پیدا كردن مشاوری كه مورد قبول هر دوی شما باشد دشوار است اما توجه كنید كه مشاوری بد با پیشنهادهای بد میتواند وضع را از آنچه هست بدتر كند. همچنین به خاطر داشته باشید که اگر مشاوری برایتان مفید نبود از مشاوره ناامید نشوید؛ به مشاور دیگری رجوع كنید. همه مشاورها خوب نیستند و برخی از آنها برای همه مشكل خانوادگی مناسب نمیباشند.

بالای صفحه 

بستگان همسرم نمیدانند كه بیخدا هستم، آیا باید به آنها بگویم یا نه؟

شما متوجه شده اید كه از نظر عقلی  ومنطقی نمیتوانید به اعتقاد دینی سابق خودتان و بستگان همسرتان ادامه بدهید. دیگر حتی نمی توانید خود را خداباور بدانید چون به دلایلی نتیجه گرفته اید که وجود خدا نامعقول است. اما همسر شما و بستگانش مذهبی هستند و نمیدانید كه چه واکنشی در قبال بیخدایی شما خواهند داشت.  

بسیار خوب، باید چه كار كنید؟ پاسخ دادن به این پرسش مشكل است. گفتن اینكه دیگر معتقد به هیچ دینی نیستید و حتی به خدایشان اعتقاد ندارید كار آسانی نیست. دین برای بسیاری از مردم مهم است. دین برای آنها مبنای اخلاق، ارزشها، معنابخش زندگی و حتی هدف زندگی است. آنها نمیتوانند زندگی بدون دین را تصور كنند و به همین دلیل تصور بیدین بودن شما برایشان مشكل است. به همین دلایل شاید ساده ترین راه این باشد که "در پستو" بمانید و اصلاً حرفی در این مورد نزنید. 

برخی اوقات این كار معقولی است. اما جز در موارد حاد (مثلاً وابستگی مالی به والدین همسر) لازم است پیش از پنهان کردن بیخدایی تان خوب فكر كنید زیرا ممكن است بعدها با مشكلات ناخواسته ای روبرو شوید. به عنوان مثال شاید از خانواده همسرتان متنفر شوید چون باعث شده اند كه با دروغ زندگی كنید. همچنین شاید مجبور شوید كارهایی را كه دوست ندارید انجام بدهید، مثلاً به كلیسا بروید و در مراسم دینی شركت كنید. و سرانجام اینكه اگر بعدها تصمیم گرفتید كه بیخدایی خود را فاش كنید به سختی میتوانید توضیح دهید كه چرا سالها بی اعتقاد بوده اید و حرفی در این باره نزده اید. 

همه این مشكلات مخصوصاً اگر مدت زیادی طول بكشند از نظر روانی و احساسی به شما ضربه خواهند زد. به علاوه ممكن است در خانواده همسرتان هم كسانی باشند كه دچار شك شده اند یا دیگر معتقد به دین نیستند. با گفتن حقیقت میتوانید نقاط مشتركی با آنها پیدا كنید و به آنها هم كمك كنید تا عقاید حقیقی خود را بروز دهند. 

هر كدام از دو راه در پستو ماندن و گفتن حقیقت مزایایی دارند. به همین دلیل پیش از تصمیم گرفتن خوب فكر كنید. به این موضوع توجه داشته باشید كه بیخدا بودن شما فقط بر روی خودتان تاثیر نمیگذارد بلكه رابطه ی شما را با اعضای خانواه هم  تغییر میدهد.  

ممكن است مردم این موضوع را درك نكنند كه شما می خواهید راهتان را خودتان انتخاب كنید و شما باید مراعات این احساس آنها را بكنید. منظورم این نیست كه دیگر بیخدا نباشید یا وانمود به چیزی كنید كه نیستید بلكه باید در انتخاب لحن بیان مطلب به این احساس آنها توجه داشته باشید. مثلاً حتی اگر به زیان آور بودن دین آنها اعتقاد دارید نباید به آن اهانت كنید. این كار تنها باعث مشاجره خواهد شد. همچنین نباید از این موقعیت برای تغییر دین دیگران استفاده كنید. آنها هنوز از بیخدا بودن شما در شوك هستند پس نباید اوضاع را بدتر كنید. همچنین باید نشان دهید كه بیخدا بودن شما باعث بی اخلاقی و گستاخ شدن شما نشده است. 

پیش از اظهار بیخدایی تان، باید علاوه بر توجه به احساسات بستگان همسرتان، آماده ی روبرو  شدن با شرایط دیگر هم باشید. مثلاً ممكن است بستگان تان دلایلی مبنی بر لزوم مذهبی ماندن شما ارائه كنند. بخصوص در هنگام اظهار بیخدایی تان لازم نیست كه دلایلشان را کاملاً رد كنید اما میتوانید نشان دهید كه دلایلشان محكم نیست و شك درباره ی آن دلایل پذیرفتنی تر است. به این ترتیب ثابت می کنید كه بی اعتقادی تان عقلانی است تا فكر نكنند كه شما بخاطر گمراه یا سركش بودن دلایل آنها را رد میكنید. 

همچنین لازم است كه خود را از لحاظ روانی برای رویارویی شدید آماده كنید. نباید عصبی و دمدمی مزاج به نظر برسید زیرا در این صورت بستگان تان بیخدایی شما را جدی نخواهد گرفت. باید محكم و مطمئن حرف بزنید. این را بپذیرید كه شما جواب همه سوالها را نمیدانید و توجه كنید كه آنها هم در وضعی مشابه هستند. توضیح دهید كه نتیجه منطقی تر را انتخاب كرده اید و ممكن است در آینده با روبرو شدن با منطقی بهتر نظرتان عوض شود. به هر حال شما این اعتقاد را دارید و آنها باید یاد بگیرند كه شما را چنان که هستید بپذیرند. 

امیدوارم كه این تجربه به رشد و كمال شما كمك كند. موفق باشید. 

بالای صفحه 

بستگان همسرم حرفهایی علیه با بیخدایی میزنند، باید چه كار كنم؟

متاسفانه بیشتر خانواده ها نمی پذیرند كه کسی مذهبشان را ترك كند. كنار گذاشتن اعتقاد به خدا مشكل بزرگتری است. گاهی ترك دین خانوادگی میتواند باعث بدنامی شود و شما را در موقعیتی ناخوشایند قرار دهد. موضوع مهم این است كه آیا بستگان همسرتان میدانند كه شما بیخدا هستید یا نه؟ پاسخ این سوال تا حد زیادی شیوه ی برخورد شما را با موضوع مشخص میكند. 

اگر بستگان همسرتان از بیخدایی شما خبر ندارند حرفهای آنها اهانت به شما نیست بلكه صرفاً نظراتشان را بیان میكند. در این صورت اختیار با شماست كه چگونه خطاهای این نظرات را به آنها نشان دهید.  

می توانید به مخالفت با این نظرات اکتفا کنید بدون اینکه بگویید كه این نظرات شما را شخصاً ناراحت میكنند. البته مخالفت شما پرسش هایی را برای همسرتان ایجاد میكند. در این صورت ممکن است طفره رفتن دشوار باشد و ناچار شوید بیخدا بودنتان را فاش كنید. 

از سوی دیگر، اگر بستگان همسرتان بدانند که شما بیخدا هستید، آنگاه چنین سخنانی توهین شخصی به شما محسوب می شود. مطئمناً آنها چنین اظهاراتی را در مورد دین خود تحمل نخواهند کرد، پس این یک بیاحترامی عمیق نسبت به عقاید شما به عنوان یک عضو خانواده است. نباید گذاشت که چنین وضعیتی ادامه یابد، اما به تنهایی کاری از دست شما بر نمی آید.  

همسرتان نباید در این میان نظاره گر صرف باشد و بگذارد به شما چنین توهین کنند. مسلماً در چنین شرایطی اعتراض او به والدینش آسان نیست، اما این دلیل نمی شود که دست روی دست بگذارد و در مقابل توهین به همسرش هیچ واکنشی نشان ندهد. اگر همسرتان از پشتیبانی شما خودداری کند، این رفتارش حاکی از ایجاد مشکلات بعدی در زندگی زناشویی تان است و خوب است در این صورت با یک مشاور گفتگو کنید.  

در طی مشاجره و بحث با بستگان همسرتان، او باید برای والدین اش روشن کند كه هر دوی شما پشتیبان همدیگر هستید و هیچكدام تحمل این اهانت ها را ندارید. اگر بستگان همسرتان احترام و عزت شما را حفظ نكردند دیگر نباید انتظار داشته باشند که خیلی بتوانند شما را ملاقات کنند. شما سزاوار این رفتارها نیستید و نباید خودتان را مجبور کنید که به خاطر دیدن آنها آزرده شوید. 

این شرایط در درازمدت احترام و ارتباط خانوادگی شما را خدشه دار میكند. اگر همسرتان را دوست دارید و میخواهید زندگی مشترک تان تداوم یابد لازم است هر دو نفر شما بکوشید تا دیگری از عزت و احترامی که شایستگی اش را دارد برخوردار می شود.

 بالای صفحه

(دریافت فایل پی دی اف)

 

فهرست

كودكان بیخدا در برابر خانواده های مذهبی

 - دین، بیخدایی و ارزشهای خانوادگی: آیا حفظ ارزشهای خانوادگی نیازمند دین و خدا است؟

- كودكان بیخدا و فرهنگ دینی خانواده: بیخدایان باید چه كار کنند؟

- دعوت شدن به مراسم و مكانهای دینی

- وقتی خانواده شما دین را به كودكانتان تحمیل میكنند چه اتفاقی می افتد؟

- حضور در مراسم دینی

آشكار كردن بیخدایی نزد خانواده

- مشكلات اظهار بیخدایی در خانواده

- برخود با تعصبات ضد بیخدایی

- چگونه بیخدایی خود را در خانواده آشكار كنیم؟

- اگر اعضاء خانواده از بیخدایی من ناراحت شدند چه كار كنم؟

- اگر خانواده گفت كه شما فقط وارد یك مرحله ی خاص شده اید چه كار كنم؟

- اگر خانواده از من خواست كه بیخدایی خود را از دیگران پنهان کنم چه كار كنم؟

- اگر خانواده از من خواست كه بیخدایی خود را از دیگران پنهان کنم چه كار كنم؟

- اگر خانواده از من خواست كه هنوز هم به كلیسا بروم چه كار كنم؟

- اگر خانواده اظهار كرد كه شما تاثیر بدی بر دیگران میگذارید چه كار كنید؟

- اگر خانواده بکوشد مرا به دین خویش برگرداند چه کار کنم؟

- آیا آشكار كردن بیخدایی در خانواده ارزش ریسک كردن دارد؟

 

آشكار كردن بیخدایی نزد دوستان و همسایه ها

- مشكلات آشكار شدن بیخدایی در نزد دوستان و همسایه ها

- حفظ كردن رابطه با مردم

- اگر مردم مرا نادیده گرفتند چه كار كنم؟

- اگر مردم بدرفتاری پیش گرفتند چه كار كنم؟

- مقابله با عقاید و تعصبات ضد بیخدایی

رویارویی با تبلیغات دینی

- یافتن زمینه های مشترك غیردینی

- چهره ی مثبت بیخدایی و آزاداندیشی را نشان دهید

- اگر دوستان قدیمی را از دست دادید دوستان جدیدی پیدا كنید

- آیا آشکار کردن بیخدایی خود نزد دوستان و همسایگان ارزش ریسك دارد؟

 

 بیخدایان و همکاران

- مشكلات آشكار شدن بیخدایی در محل كار

- برخورد با تعصبات ضد بیخدایی در محل كار

- برخورد با تبعیض های ضد بیخدایان در محل كار

- برخورد با تبلیغات دینی در محل كار

- برخورد با فشارهایی كه شما را مجبور میكند كه صدقه ی دینی بدهید

- برخورد با نشانه های دینی در محل كار

- برخورد با بحث های دینی در محل کار

- برخورد با مناسک دینی در محل كار

- ترویج بیخدایی یا شك گرایی در محل كار

- آیا آشكار كردن بیخدایی در محل كار ارزش ریسك كردن دارد؟  

بیخدایان و تاهل

  مطالب  دیگری درباره ی بیخدایی

- پیرامون بیخدایی

بیخدایی 101

- اسطوره ی بیخدایی

- بیخدایی و لاادریگری

- هفت سوء تفاهم رایج درباره ی بیخدایی

خانه | بالا