خانه | بالا

توصیه هایی برای بیخدایان

(دریافت فایل پی دی اف)

 

آشكار كردن بیخدایی نزد خانواده

 

- مشكلات اظهار بیخدایی در خانواده

- برخود با تعصبات ضد بیخدایی

- چگونه بیخدایی خود را در خانواده آشكار كنیم؟

- اگر اعضاء خانواده از بیخدایی من ناراحت شدند چه كار كنم؟

- اگر خانواده گفت كه شما فقط وارد یك مرحله ی خاص شده اید چه كار كنم؟

- اگر خانواده از من خواست كه بیخدایی خود را از دیگران پنهان کنم چه كار كنم؟

- اگر خانواده از من خواست كه هنوز هم به كلیسا بروم چه كار كنم؟

- اگر خانواده اظهار كرد كه شما تاثیر بدی بر دیگران میگذارید چه كار كنید؟

- اگر خانواده بکوشد مرا به دین خویش برگرداند چه کار کنم؟

- آیا آشكار كردن بیخدایی در خانواده ارزش ریسک كردن دارد؟

 

مشكلات اظهار بیخدایی نزد خانواده

بسیاری از بیخدایان در مورد آشكار كردن عقایدشان در خانواده مردد هستند، بخصوص اگر خانواده شدیداً دینی باشد بیان این مطلب كه شما دین خانواده و حتی وجود خدا نمیپذیرید میتواند موجب از هم گسیختگی خانواده شود. در برخی موارد ممكن است برخود فیزیكی یا تنش عاطفی روی دهد و حتی تمام خانواده و اقوام رابطه شان را با شما قطع كنند.

 

برخود با تعصبات ضد بیخدایی

برای بیخدایان كاملاً عادی است كه با نیش و کنایه یا حتی دشنام های ضد بیخدایی در خانواده روبرو شوند حتی اگر بیخدایی خود را ابراز نکرده باشند. همین امر موجب میشود كه افراد در اظهار بیخدایی خود درنگ کنند.اما همین موضوع دلیل خوبی است تا از "پستو" در آیید وبیخدایی خود را اظهار کنید. مردم باید بفهمند كه بیخدایان هیولاهای ضد اخلاق نیستند. هنگامی كه با این متعصبانی روبرو میشوید، به آرامی توضیح دهید كه چرا رفتارشان غلط است. اگر به شما احترام نگذاشتند و همچنان به اهانت ادامه داند، به سادگی محل را ترك كنید.

 بالای صفحه

چگونه بیخدایی خود را در خانواده آشكار كنیم؟

هم برای پنهان كردن بیخدایی و هم برای اظهار بیخدایی دلایل خوبی هست. پس باید قبل از اظهار بیخدایی تان درباره ی این موضوع خوب فكر كرد. بهتر است قبل از شیرجه زدن عمق آب را بسنجید. مثلاً سعی كنید ابتدا به یكی از اعضاء قابل اعتماد خانواده مراجعه كنید. شاید این فرد بتواند از راههای زیادی به شما كمك كند. مثلاً شما را برای روبرو شدن با واکنش دیگران آماده كند یا بهترین راه مطرح كردن موضوع را بگوید، یا از تصمیم تان حمایت کند و یا پیشنهادهای مفید دیگری داشته باشد. 

به یاد داشته باشید که بیخدایی شما تنها بر خودتان تاثیر نمیگذارد. با اظهار بیخدایی، رابطه ی شما با اعضاء متدین خانواده عمیقاً دگرگون میشود. دین بسیار فراگیر است است و مهمترین منبع ارزشها و سنتهای اشخاص است و شما چگونگی این رابطه را برای همیشه تغییر داده اید و از نظر خیلی ها این تغییر بدی است. اگر والدینتان هم اینطور فكر میكنند به این نتیجه خواهند رسید كه شما اخلاق و ارزشها را هم كنار گذاشته اید،‌ یعنی همان چیزهایی كه والدنیتان سعی كرده اند به شما یاد بدهند و پذیرش این موضوع برای همه پدر و مادرها سخت است. ممكن است احساس كنند والدین خوبی نبوده اند و فکر کنند که باید شما را به ایمان دینی بازگردانند. شاید فشارهای زیادی را بر شما تحمیل كنند.  

شاید مردم باید درك كنند كه بیخدایی شما ربطی به آنها ندارد و شما حق دارید راهتان را خودتان انتخاب كنید، اما در واقع خیلی ها قضیه را شخصی نمی دانند، و شما باید متوجه این نگرش باشید. منظور من این نیست كه دست از بیخدایی بكشید یا وانمود كنید كه خداباور هستید. حرف من این است که ملاحظه ی احساسات دیگران را هم بکنید.  

به عنوان مثال، پس از اظهار بیخدایی تان، از حمله به دین خانواده تان اجتناب كنید. حتی اگر به این نتیجه رسیده باشید که دین مایه ی شرّ است، بیان این مطلب تنها دعوا را در خانواده شدت میبخشد. همچنین عاقلانه نیست که در این موقعیت بکوشید دیگر اعضای خانواده را از دین شان برگردانید. آنها هنوز از بیخدایی شما در شوك هستند. با رفتار بجا می توانید نشان دهید كه بیخدایی شما موجب نمیشود كه فردی گستاخ و ضداخلاق باشید.  

علاوه بر توجه به احساسات خانواده باید به موارد دیگری هم توجه كنید. مثلاً ممكن است بستگان شما دلایلی مبنی بر لزوم دیندار ماندن شما ارائه كنند. بخصوص در مرحله ی اظهار بیخدایی، لازم نیست كه دلایلشان را کاملاً رد كنید اما خوب است اگر بتوانید نشان دهید كه دلایلشان چندان محکم نیست و معقول است که به آن دلایل مشکوک باشیم. به این ترتیب می توانید ثابت کنید كه بی اعتقادی تان دارای منطق است تا فكر نكنند كه شما گمراه شده اید یا برای سرکشی دلایل آنها را رد میكنید. 

همچنین لازم است كه خود را از نظر روانی آماده كنید. نباید عصبی و دمدمی مزاج بنظر برسید زیرا در این صورت خانواده بیخداییتان را به هیچ وجه نخواهند پذیرفت. باید محكم و مطمئن حرف بزنید. این را بپذیرید كه شما جواب همه سوالها را نمیدانید و توجه كنید كه آنها هم در وضع مشابهی هستند. توضیح دهید كه نتیجه ی را انتخاب كرده اید که به نظرتان منطقی تر می آید و اگر در آینده دلایل خوبی علیه بیخدایی بیابید نظرتان عوض میشود. اما در حال حاضر نظر شما این است و آنها باید یاد بگیرند كه عقیده ی شما را محترم بشمارند. 

امیدوارم كه این توصیه ها به رشد و كمال شما كمك كند. موفق باشید.

 بالای صفحه

اگر اعضاء خانواده از بیخدایی من ناراحت شدند چه كار كنم؟

به طور کلی، گزینه هایتان بستگی به میزان وابستگی اجتماعی و مالی شما به خانواده دارد. اگر از نظر مالی مستقل از خانواده باشید گزینه های بیشتری نسبت به افراد وابسته در اختیار دارید. همچنین باید از خود بپرسید كه تا چه حدی میخواهید روابط آسیب دیده تان با خویشاوندان را اصلاح كنید.  

در بعضی موارد ممكن است بخواهید رابطه تان را با بستگانی كه رفتار توهین آمیزی دارند قطع کنید مگر اینكه از شما کمک بخواهند یا اینكه رفتارشان را تغییر دهند. 

در هر صورت، به فرض اینکه روابط آسیب دیده قابل بهبود باشد و بخواهید این روابط را بهبود بخشید، لازم است زمانی را به این امر اختصاص دهید. مراجعه به یك مشاور مجرب خانواده میتواند كمك بزرگی به شما بكند. اما مراقب باشید كه خود مشاور گرایش ضد بیخدایی نداشته باشد. 

اگر نوجوان هستید یا به علل دیگر از لحاظ مالی مستقل نیستید و به همراه خانواده خود زندگی میكنید گزینه های شما محدودتر است. ممكن است خانواده ی شما از این وابستگی به عنوان اهرم فشار بر علیه شما استفاده كند تا خود را با دین آنها وفق دهید. این وضع برای شما مایه ی تاسف است زیرا نمیتوانید از آن اجتناب كنید اما این حالت برای والدین شما نیز مایه ی تاسف است زیرا بعید است کارساز باشد.  

خانواده می تواند تا حدی شما را وادار کند که مطابق قواعد خاصی رفتار کنید اما مجبور كردن شما به اعتقاد به خدا و پذیرش دین خانواده اشتباه و غیرمنطقی است. ممكن است خانواده ی شما معتقد باشند كه ارزشهای اخلاقی به دین آنها وابسته است اما میتوان امید داشت كه آنان به این نكته پی ببرند كه افراد بدون دین آنها و حتی بدون اعتقاد به خدا نیز میتوانند خوب و اخلاقی باشند.  

به یاد داشته باشید كه رفتار شما در تفهیم این امر نقشی اساسی دارد. لازم نیست كه به دین آنها توهین كنید یا به تدیّن شان انتقاد نمایید. اگر نمی خواهید فردی گستاخ و هتاک به نظر برسید از توهین کردن بپرهیزید (حتی هنگامی كه  قصد تحمیل عقاید دینی شان را  دارند). 

اما لازم نیست همیشه رام و فرمانبردار باشید. به هر حال چند بار مجادله و مشاجره پیش خواهد آمد. در این مواقع باید دلایل بیخدایی خود را کاملاً محکم و قاطع بیان کنید. بیشتر اوقات خانواده ی شما تمایلی به درك موضوع ندارند و ممكن است ارتباط شما پیش از اصلاح شدن بدتر شود. با این وجود هرچه بیشتر از رفتارهای ناشایست اجتناب كنید و نسبت به خانواده علاقه و احترام  بروز دهید اوضاع نیز بهتر خواهد شد. 

راهكاهای زیر به شما كمك خواهد كرد: در مورد دین چیزهای بیشتری بیاموزید، در مورد بیخدایی بیشتر بیاموزید. سعی كنید با كار كردن از نظر اجتماعی و مالی مستقل شوید تا مجبور به تحمل فشارهای دیگران نباشید. ممكن این استقلال دور از دسترس نماید اما سرانجام روز استقلال شما فرا خواهید رسید و تا آن زمان وقت دارید تا بیاموزید كه چگونه تبدیل به فردی بهتر شوید.

 بالای صفحه

اگر خانواده گفت كه شما فقط وارد یك مرحله ی خاص شده اید چه كار كنم؟

این وضع بیشتر برای بیخدایان خردسال و نوجوان اتفاق می افتد. شاید به این سبب که خردسالان در طی رشد خود از چند "مرحله" گذر می کنند. در خلال این دوره ها، خردسال به بررسی ایده ها و دیدگاه های فلسفی می پردازد. اگر چه ممکن است اطلاق "مرحله" به سیر رشد فکری خردسال تحقیرآمیز نماید، اما در واقع این سیر و سیاحت ها و تجارب فکری هیچ عیبی ندارد البته اگر به دقت شناسایی شوند و مورد پذیرش قرار گیرند.  

گذشته از این مطلب، باید با صراحت بیشتر به سرشت تحقیرآمیز این ادعای "مرحله ای بودن" بیخدایی پرداخت. این ادعا فرض را بر این می گیرد که بیخدایان در مورد بیخدایی "جدی" نیستند. یعنی واقعاً در مورد بیخدایی به اندیشه ی عمیق نپرداخته اند.  

در واقع گاهی ممکن است این معنای "مرحله" ای بودن بیخدایی صادق باشد. همه ی کسانی که خود را بیخدا یا خداباور می خوانند لزوماً در مورد این ادعایشان اندیشه ی عمیقی نداشته اند و حتی شاید برخی به درستی  ندانند که بیخدایی، خداباوری یا دین چیست. اگر این مطلب در مورد شما صدق می کند، باید با افزایش دانش خود کاری کنید كه این مرحله ای بودن بیخدایی در مورد شما صدق نکند. اما اگر این مطلب در مورد شما صادق نیست چگونه میتوانید كاری كنید كه دیگران درك كنند شما با فکر و تعمق به این نتیجه رسیده اید؟ کار ساده ای نیست. بسیار محتمل است که این اتهان را به سبب تردید یا سستی دلایل شما نباشد بلکه به این خاطر باشد که اصولاً بیخدایی را جدی نمی گیرند. تغییر كوچكی در رفتار شما دشوار بتواند این پیشداوری دیگران را تغییر دهد. 

اما این گفته به این معنی نیست كه شما نمیتوانید كاری انجام دهید. باید نشان دهید كه به مسائل دینی و فلسفی علاقه مند هستید ( اگر در بیخدایی تان جدی بوده باشید، علاقه مند هم بوده اید). باید بگذارید كه این علاقه مندی تان آشكار باشد. به اطرافیان خود كتاب های انتقادی هدیه بدهید و سعی نكنید کتاب هایی را که به نقد دین می پردازند یا خدا باوری را به چالش می گیرند مخفی كنید. 

راهكار دیگر این است كه خانواده ی خود را به بحث در مورد دین دعوت نمایید، البته این شیوه ی خطرناک تری است. دقت کنید كه شما نمی خواهید آنها را تحریک به مجادله کنید زیرا در این صورت متهم میشوید كه میخواهید عقاید اعضاء خانواده را هم تغییر دهید. همچنین ممكن است این بحث ها برای سایرین كسل كننده باشد و رابطه شما را با خانواده بدتر كند. اگر میخواهید به بیخدایی شما احترام گذاشته شود شما هم باید متقابلاً به خداباوری و دین خانواده احترام بگذارید.     

خوب است به خاطر داشته باشید و احتمالاً به خانواده تان هم بگویید که به یک معنا، بیخدایی و خداباوری هر دو  "مرحله خاص" هستند زیرا ما لزوماً عقایدمان را برای تمام عمر حفظ نمی كنیم. پس هر عقیده ای میتواند برای ما در حكم یك "مرحله" باشد اما این بدان معنا نیست که ما در مورد عقایدمان عمیقاً نیاندیشیده ایم. اگر تأکید کنید که بیخدایی تان نه تنها حاصل پرسشگری و مطالعه بوده، بلکه همچنان به پرسشگری و مطالعه ی خود ادامه می دهید، آنگاه حتی اگر هنوز فکر کنند که شما در حال گذر از یک مرحله هستید، دیگر تصور نمی کنند که جدیّت ندارید.

 بالای صفحه

اگر خانواده از من خواست كه بیخدایی خود را از دیگران پنهان کنم چه كار كنم؟

برخی خانواده هایی كه زیاد مذهبی نیستند ولی هنوز از واكنش اجتماع در مقابل آشكار شدن بیخدایی فرزندان شان می هراسند و به همین دلیل نمیخواهند كه شما بیخدایی خود را فاش كنید. این مشكل بیشتر مربوط به بیخدایان جوانی است كه همراه والدین خود زندگی میكنند. با این وجود همه بیخدایان در تمام سنین با خانواده ی مذهبی خود در ارتباط هستند. خانواده ای كه میخواهد ظاهر مذهبی خود را حفظ كند و از شما میخواهد كه بیخدایی تان را پنهان كنید و مثل یك خداباور رفتار نمایید. 

شاید والدین شما نگران "حفظ ظاهر" هستند چون می ترسند كه شما در اجتماع (به ویژه اجتماع مذهبی) به عنوان مرتد شناخته شوید و این طور به نظر برسد كه آنها در تربیت شما شكست خورده اند.  

مسلماً شما خود را فرزندی "سرشکسته" نمیدانید اما رابطه ی میان دین و  اخلاقیات و ارزش ها در جامعه تان چنان قوی است که دوستان خانوادگی و افراد اجتماع تان فكر میكنند كه دین و چیزهایی مثل اخلاق و ارزشها به هم وابسته هستند. پس جای شگفتی نیست که والدین تان از بیخدایی شما هراسان شوند. 

اگر جوان هستید و با والدینتان زندگی میكنید كار زیادی در مورد این درخواست خانواده نمیتوانید انجام دهید. می توانید از صحبت درباره ی موضوعاتی  كه بیخدایی شما را فاش میكند خودداری كنید. حتی شاید مجبور شوید در مورد بحثهایی كه دیگران پیش میكشند زبان خود را نگه دارید. در واقع این برای خانواده نامعمول نیست كه برخی مطالب را از جامعه پنهان كنند. این عمل ممكن است مضر باشد اما همیشه اینطور نیست. 

اگر شما مجبورید بین دروغگویی و افشای بیخدایی تان برخلاف خواست خانواده یكی را انتخاب كنید، من راه حل سرراستی برایتان ندارم. انتخاب شما بستگی به اوضاع و احوال خاص خودتان دارد. هر انتخابی كه داشته باشید هرگز نمی توانید همه را راضی نگه دارید. پرهیز از صحبت در مورد بیخدایی گاهی چاره ساز است، اما دروغگویی به شخصیت و وقار شما آسیب میرساند. من این را توصیه نمیكنم ولی شاید در برخی شرایط ضرر آن كمتر  باشد. 

اگر مستقل هستید میتوانید بهتر انتخاب كنید. شما این بخت را دارید كه مجبور نیستید بیخدایی تان را همه جا پنهان كنید. زیرا شما در مكان اختصاصی خود زندگی میكنید و با دوستان خود در ارتباط هستید كه همه یا بیشتر شان از بیخدایی شما مطلع هستند. اگر نیاز به مخفی کاری باشد، ممكن است تنها لازم باشد که بیخدایی خود را از خویشاوندان قدیمی پنهان کنید. 

در این صورت، زبان در کام گرفتن زیاد سخت نیست زیرا همواره با این مشکل مواجه نیستید. با این وجود شما هنوز این اختیار را دارید كه بین صراحت و افتخار به بیخدایی خود و اجتناب از درگیری با خانواده یكی را انتخاب كنید. بسته به اوضاع و احوال خاص شما، هر گزینه پیامدهای منفی خاص خود را به دنبال دارد.

 بالای صفحه

اگر خانواده از من خواست كه هنوز هم به كلیسا بروم چه كار كنم؟

اگر جوان هستید و با والدینتان زندگی میكنید كار زیادی در مورد این درخواست خانواده نمیتوانید انجام دهید. اگر راهی وجود ندارد كه از رفتن به كلیسا خودداری كنید این عمل را یك تجربه آموزشی تلقی كنید. اگر مستقل هستید میتوانید انتخاب کنید كه به كلیسا بروید و خودتان را ناراحت كنید یا خانواده را با خود تطبیق دهید.

 بالای صفحه

اگر خانواده اظهار كرد كه شما تاثیر بدی بر دیگران میگذارید چه كار كنید؟

مشكلی كه بسیاری از بیخدایان با آن درگیرند این است كه به نظر خانواده شان، آنها تاثیر بدی بر كوچكترها و بچه های فامیل دارند. آنها گمان میكنند كه شما راه اشتباهی را برگزیده اید پس نمیخواهند كه دیگران از شما پیروی كنند. شما نمیتوانید همه چیز را یك شَبه تغییر دهید زیرا تغییر نیاز به زمان و تلاش زیاد دارد. به هر صورت شما مجبور به ادامه ارتباط با خانواده هستید.

در ابتدا باید بپذیرید كه این موقعیت برای مدت زیادی ادامه خواهد یافت. همچنین باید بپذیرید كه  مسئولیت تربیت و نظارت بر كودكان را بر عهده ی بزرگسالان است. شاید شما با اعمال آنها موافق نباشید اما این موضوع مجوزی برای اهانت یا مقابله با بزرگسالان نیست.  

شما میخواهید در نهایت به آنها نشان دهید كه كارشان اشتباه است، چنان که هم بزرگسالان و هم کودکان متوجه این اشتباه بشوند. اما تا وقتی بزرگسال محسوب نشده اید، باید ارتباط بهتری با اعضاء جوان خانواده داشته باشید. میتوانید به آنها كارت پستال و هدیه بدهید یا با آنها تماس تلفنی داشته باشید. اما هر کاری می کنید، نباید طوری باشد كه بزرگسالان فکر کنند که  شما قصد دخالت در مسئولیت های والدین را دارید. 

شاید كودكان اقوام بشنوند كه شما بیخدایید و آدم خوبی نیستید و به جهنم میروید. پس هر کار ناجوری که انجام دهید این فكر را در ذهن كودك تقویت خواهد کرد. این بدان معنی نیست كه دست روی دست بگذارید و هیچ کاری نكنید. سعی كنید دست کم در برخی موارد اصلی احترام خانواده را نگه دارید.  

هدف نهایی شما این است كه نشان دهید بیخدا بودن افراد را شر یا ضداخلاق نمیكند. باید به همه ی بستگان تان نشان دهید كه هنوز هم انسان خوبی هستید و از اخلاق و ارزشهای انسانی پیروی میكنید. اگر این كار را انجام دهید آنها از عقیده شان مبنی بر اینكه شما تاثیر بدی بر اعضاء خانواده می گذارید دست میكشند.

 بالای صفحه

چه کنم اگر خانواده بکوشد مرا به دین خویش برگرداند ؟

اگرچه این اتفاق بیشتر برای بیخدایان خردسال می افتد که با والدین زندگی می کنند، اما ممکن است بیخدایان با هر سن و سالی دارای خانواده های متدیّنی باشند که بخواهند شما را "به کیش خویش" بازگردانند. تا بیخدایی را ترک گویید و خداباور دینداری مانند خودشان شوید. نخستین چیزی که باید به خاطر داشته باشید این است که آنها این کار را از روی شرارت نمی کنند. تلاش برای دیندار کردن شما همواره به قصد آزردن شما یا از روی تنفر نیست. 

ممکن است این نکته بدیهی به نظر برسد، اما اگر به خاطر داشتن اینکه انگیزه های آنان صادقانه و خیر است می تواند به شما کمک کنند که این تلاش آنها را اهانت به خود ندانید. اما این بدان معنا نیست که شما باید بدون اعتراض و مخالفت حرف شان را بپذیرید. در واقع درست برعکس است.  

مردم همه کار می کنند تا شما را به راهی باز گردانند که به نظرشان مایه ی "خیر و صلاح تان" است. اما ما هم حق داریم با نظر آنها مخالف باشیم. 

از آنجا که شما احتمالاً می خواهید با خانواده و بستگان تان روابط خوبی داشته باشید و چون نیت آنها خیر است، مخالفت شما با تلاش آنها برای دیندار کردن تان را باید در چارچوب مناسب قرار داد. باید برایشان روشن کنید که از پرسش هایشان استقبال می کنید و در نتیجه آنها هم باید از پرسشگری و شکاکیت شما استقبال کنند. اما پیش گرفتن این رویه حتماً موجب نمی شود که آنها از بی احترامی به باورهای شما دست بردارند و با شما مثل یک مبلغ مذهبی رفتار نکنند.  

اگر جوان هستید و با خانواده زندگی می کنید، گزینه هایتان محدود تر می شوند و ممکن است ناچار شوید موعظه و ارشادهای خانواده تان را تحمل کنید. اگر بزرگسال و مستقل هستید می توانید بین تحمل رفتار خانواده و دوری جستن هر چه بیشتر از خانواده  یکی را انتخاب کنید. مثلاً شاید تصمیم بگیرید که از خانواده کناره بگیرید و به ملاقات های کوتاه با آنها بسنده کنید.  

این واکنش سختی است، اما اگر آنها نمی توانند عزت و احترام بیشتری برایتان قائل شوند، شاید چاره ی جز این نماند. اصل رابطه بر عزت و احترام است. شما باید با پرهیز از تلاش دائم برای بیدین کردن آنها به آنها احترام بگذارید، و آنها هم متقابلاً باید از تلاش دائم برای دیندار کردن شما دست بردارند. اگر هر دو طرف بکوشند احترام دیگری را نگه دارند، می توانید روابط خوبی با هم داشته باشید. در غیر این صورت رابطه ماندگار نخواهد بود.

بالای صفحه 

آیا آشكار كردن بیخدایی در خانواده ارزش ریسک كردن دارد؟

شاید  "در پستو ماندن" ساده ترین راه به نظر رسد. برخی اوقات این عمل منطقی است. مثلاً اگر شما جوان هستید و همراه با والدینتان زندگی میكنید و به دلایل موجهی فکر میکنید که اگر بیخدایی خود را آشکار کنید والدین شما را طرد کنند و حتی شما را از خانه بیرون كنند، عمل گپستو ماندن میتواند مشكلات بسیاری ایجاد کند، و بعدها شما را پشیمان کند. 

یکی اشکال اختفای بیخدایی ممکن است این باشد که شما از نه تنها از دین سابق تان، بلکه از خانواده تان هم که از شما میخواهد دروغ بگویید و تظاهر به دینداری متنفر شوید. دیگر اینکه، ممکن است گاهی مجبور شوید كارهایی را كه ایراددار می دانید انجام دهید مثلاً مرتباً به كلیسا بروید یا مناسک عبادی را به جا آورید. و اگر روزی برسد که بخواهید  خانواده تان را از بیخدا بودن خود مطلع كنید به سختی میتوانید توضیح دهید كه چرا سالها بیخدا بوده اید و چیزی نگفته اید. تمام این حالت ها از نظر روانی و عاطفی مضر هستند بخصوص اگر مدت زیادی ادامه پیدا كنند.  

از سوی دیگر، چون اظهار صریح بیخدایی به دیگران مشكل است، این عمل میتواند گام مهمی به سوی کسب اعتماد به نفس بیشتر و بلوغ شما باشد. همچنین با این کار می توانید نشان دهید که یك بیخدا هم میتواند رفتاری اخلاقی داشته باشد و به این ترتیب به بهبود رفتار مردم با بیخدایان یاری رسانید. شاید دیگر اعضای خانواده تان هم شکاک یا بیخدا باشند ولی در ابراز عقیده شان مردد باشند. در این صورت با ابراز بیخدایی تان میتوانید به نقاط اشتراك بیشتری با آنان برسید و کمک کنید تا آنان هم بتوانند عقاید خود را بروز دهند .

 بالای صفحه

ادامه >> آشكار كردن بیخدایی نزد دوستان و همسایه ها

 

(دریافت فایل پی دی اف)

 

فهرست

كودكان بیخدا در برابر خانواده های مذهبی

 -  آیا حفظ ارزشهای خانوادگی نیازمند دین و خدا است؟

- كودكان بیخدا و فرهنگ دینی خانواده: بیخدایان باید چه كار کنند؟

- دعوت شدن به مراسم و مكانهای دینی

- وقتی خانواده شما دین را به كودكانتان تحمیل میكنند چه اتفاقی می افتد؟

- حضور در مراسم دینی

آشكار كردن بیخدایی نزد خانواده

آشكار كردن بیخدایی نزد دوستان و همسایه ها

- مشكلات آشكار شدن بیخدایی در نزد دوستان و همسایه ها

- حفظ كردن رابطه با مردم

- اگر مردم مرا نادیده گرفتند چه كار كنم؟

- اگر مردم بدرفتاری پیش گرفتند چه كار كنم؟

- مقابله با عقاید و تعصبات ضد بیخدایی

رویارویی با تبلیغات دینی

- یافتن زمینه های مشترك غیردینی

- چهره ی مثبت بیخدایی و آزاداندیشی را نشان دهید

- اگر دوستان قدیمی را از دست دادید دوستان جدیدی پیدا كنید

- آیا آشکار کردن بیخدایی خود نزد دوستان و همسایگان ارزش ریسك دارد؟

 بیخدایان و همکاران

- مشكلات آشكار شدن بیخدایی در محل كار

- برخورد با تعصبات ضد بیخدایی در محل كار

- برخورد با تبعیض های ضد بیخدایان در محل كار

- برخورد با تبلیغات دینی در محل كار

- برخورد با فشارهایی كه شما را مجبور میكند كه صدقه ی دینی بدهید

- برخورد با نشانه های دینی در محل كار

- برخورد با بحث های دینی در محل کار

- برخورد با مناسک دینی در محل كار

- ترویج بیخدایی یا شك گرایی در محل كار

- آیا آشكار كردن بیخدایی در محل كار ارزش ریسك كردن دارد؟  

بیخدایان و مراسم ازدواج

- چرا یك بیخدا ازدواج می كند؟

- نامزد من ازدواج دینی میخواهد اما من موافق نیستم

- خانواده های ما خواهان برگذاری مراسمی مذهبی هستند ولی ما این را نمی خواهیم

- آیا امکان ازدواج غیر دینی برای بیخدایان وجود دارد؟

- من به یک جشن ازدواج مذهبی دعوت شده ام

بیخدایان و تاهل

- آیا یك بیخدا میتواند با یك خداباور ازدواج كند؟

- اهمیت احترام و رواداری

- تفاوت باورهای دینی و غیر دینی

- آیا یک زوج بیخدا سازگارتر از زوجی بیخدا-خداباور هستند؟

- من وقتی كه ازدواج كردم فردی دیندار بودم اما حالا دچار شك شده ام

- همسرم پس از ازدواجمان مذهبی تر شده است

- بستگان همسرم نمیدانند كه بیخدا هستم، آیا باید به آنها بگویم یا نه؟

- بستگان همسرم حرفهایی علیه با بیخدایی میزنند، باید چه كار كنم؟

  مطالب  دیگری درباره ی بیخدایی

- پیرامون بیخدایی

بیخدایی 101

- اسطوره ی بیخدایی

- بیخدایی و لاادریگری

- هفت سوء تفاهم رایج درباره ی بیخدایی

 

خانه | بالا