خانه | بالا | آزمون 3 | بی ربطی | تجاهل | شق کاذب | تعاقب | مصادره به مطلوب

مغالطه ی توسل به تجاهل (Argumentum ad Ignorantiam)

فرض کنید من شما را متهم به تقلب در امتحان کنم. شما می گویید "ثابت کن."، من می پرسم "تو می توانی ثابت کنی که تقلب نکرده ای؟"و به این ترتیب مرتکب مغالطه ی تجاهل می شوم.  توسل به تجاهل، این برهان است که چیزی درست است، چون نادرستی اش ثابت نشده است. به بیان دیگر، در چنین برهانی یک گزاره به این دلیل درست انگاشته می شود که درستی گزاره های خلاف اش اثبات نشده است. اگر نماد  -p را به عنوان نقض یا نفی p به کار بریم، این مغالطه چنین ساختاری می یابد:

   این برهان از آنجا مغالطه است که فقدان شواهدی به نفع -p (نقیض p)، شاهدی بر درستی p به دست نمی دهد. از آن تنها می توان استنباط کرد که نمی دانیم p درست است. من نمی توانم ثابت کنم که توفانی بر سطح سیاره ی مشتری نوزیده است، اما این شاهدی بر وزش توفان در مشتری نیست. غیاب شواهد معمولا فقط  بدین معناست که ما به قدرکافی نمی دانیم که دست به قضاوت بزنیم. چنین جهلی به معرفت مبدل نمی شود، چنان که مفرغ به طلا بدل نمی گردد.

 

در مثال های بالا از این مغالطه،  گزاره ی p  یک ادعای ایجابی بود: این که شما تقلب کرده اید، یا اینکه توفانی در مشتری وزیده است. اما این مغالطه در حالتی هم که p  ادعایی سلبی باشد، می تواند رخ دهد. فقدان شواهد بر اینکه شما تقلبی کرده اید، ثابت نمی کند که تقلبی نکرده اید؛ فقدان شواهد بر اینکه توفانی وزیده است، ثابت نمی کند که توفانی نوزیده است. در دیاگرام بالا، p می تواند سلبی یا ایجابی باشد، در هر حال - p  ارزش مخالف آن را خواهد داشت؛ و در هردو حالت ساختار مغالطه یکسان است. به بیان دقیق،  میان ادعاهای سلبی و ایجابی تقارنی منطقی وجود دارد.

 

اما در عمل، معمولا کسانی مرتکب این مغالطه می شوند که ادعایی ایجابی دارند. دلیل اش این است که ما، مگر در پاسخ به ادعاهای ایجابی، به ندرت ادعایی سلبی مطرح می کنیم. تا وقتی کسی اظهار نکند که چیزی چنان است، ما به ندرت در موقعیتی قرار می گیریم که بگوییم چنان نیست. فرض کنید من و شما در حال گفتگو هستیم که ناگهان من می گویم که جنی نادیدنی بالای شانه ی چپ تان می پلکد. شاید شما شک کنید، و طبیعتا از من بپرسید که چه دلیلی برای چنین باوری دارم (ما نمی توانیم این بحث را با مشاهده فیصله دهیم، زیرا من گفته ام که آن جن نادیدنی است). در اینجا من هستم که ادعایی کرده ام، پس من باید شاهد بیاورم. اگر من چنین چیزی را نمی گفتم، شما هرگز درصدد انکار اینکه جنی بر فراز شانه تان می پلکد، برنمی آمدید. به همین ترتیب، اگر کسی شما را متهم به تقلب نمی کرد، درصدد انکار آن برنمی آمدید. و تکلیف ارائه ی شواهد بر اتهام زننده است.

 

به عنوان یک قاعده، همیشه ادعای ایجابی است که توپ را به میان زمین می اندازد، و ادعای ایجابی است که مکلف به ارائه ی شواهد است. بنابراین، اگر کسی بی پشتوانه اظهاری کند، پاسخ مناسب به او نه باید انکار بی پشتوانه ی همانندی باشد، و نه پذیرفتن زحمت اثبات خلاف ادعای او؛ اگر چنین پاسخ دهید، خود نیز به طور ضمنی مرتکب مغالطه ی توسل به تجاهل شده اید. (این همان دامی است که افراد پارانویایی مدام می کوشند مخاطبان شان را در آن اندازند: آنها ادعا می کنند که نوعی توطئه تهدیدشان می کند، و آنگاه ادعایشان را ثابت شده می انگارند، مگر کسی بتواند خلاف اش را ثابت کنند.) پاسخ مناسب این است که صرفا خاطر نشان کنیم که ادعا بی پشتوانه است، و از مدعی بخواهیم که شواهدی به نفع آن ارائه دهد. اگر شواهد ارائه شد، آنگاه توپ به زمین شما افتاده؛  اگر شواهد را قانع کننده نیافتید، باید مسئولیت تبیین این را که چرا آنها را موجه نمی دانید، بپذیرید.

 

یک کاربرد این قاعده، این اصل حقوقی است که شخص بی تقصیر است، مگر اینکه خلاف اش ثابت شود. اظهار اینکه کسی مقصر است، ارائه ی ادعایی ایجابی است: بدین معناست که او مرتکب عمل معینی شده است. بی تقصیری، فارغ از اینکه چقدر مطلوب باشد، یک خصیصه ی سلبی است: به معنای فقدان تقصیر است، یا به این معناست که او مرتکب عمل معینی نشده است. متهم به این خاطر به محکمه خوانده می شود که متهم به ارتکاب جرمی است، پس در وحله ی اول کسانی که به او اتهام زده اند مکلف اند شواهدی له ادعایشان ارائه دهند. اما باید در اینجا هشیار باشیم. قانون جزائی همچنین لازم می دارد که اتهام بدون هیچ شک معقولی اثبات شود. اگر پیگرد قانونی به بن بست رسید، متهم تبرئه می شود و از نظر حقوقی بی تقصیر شناخته می شود. اما آیا بن بست پیگرد قانونی ثابت می کند که متهم حقیقتا بی تقصیر است؟ نه. اگر چنین بیاندیشیم، مرتکب مغالطه ی  توسل به تجاهل شده ایم. این قاعده همچنین بازتاب این اصل اخلاقی است که صد گناهکار را رها کردن به از یک بی گناه را مجازات کردن است.

 

ادامه >> بی ربطی

 

خانه | بالا | آزمون 3 | بی ربطی | تجاهل | شق کاذب | تعاقب | مصادره به مطلوب