خانه | بالا

خلاصه ی مغالطه ها
  • ذهنیت گرایی: این که کسی باور یا خواسته ای دارد، شاهدی بر درستی آن گرفته می شود.

  • توسل به اکثریت: این که عده ی زیادی به درستی گزاره ای باور دارند، شاهدی بر درستی آن گرفته می شود.

  • توسل به عواطف: تلاش برای پذیراندن گزاره ای برپایه ی عواطف.

  • توسل به زور : پذیراندن گزاره ای با تهدید.

  • توسل به مرجعیت: به کارگیری گواهی افراد به عنوان  شاهد درستی یک گزاره، هنگامی که شرایط باورپذیری ارضا نشوند، یا استفاده از چنان گواهی هایی نامناسب باشد.

  • شخص ستیزی: استفاده از یک خصیصه ی منفی گوینده به عنوان شاهدی بر اینکه  اظهارات او نادرست، یا برهان اش ضعیف است.

    • مسموم کردن سرچشمه: تلاش برای نفی اظهار یا برهان کسی، با نشان دادن اینکه او انگیزه ای شخصی برای قبول آن دارد.

  • مصادره ی به مطلوب (برهان دوری): تلاش برای پشتیبانی از یک گزاره با برهانی که همان گزاره از مقدمات اش است.

    • پرسش مرکب: تلاش برای قبولاندن گزاره ای به کسی، با طرح پرسشی که آن گزاره را مفروض می گیرد.

  • تعاقب: این واقعیت که رخدادی پیش از دیگری واقع شده، به عنوان شرطی کافی برای اینکه اولی علت دومی است گرفته می شود.

  • شق کاذب: حذف بی توجیه احتمالات مرتبط.

  • توسل به جهل: استفاده از فقدان شواهد به نفع یک گزاره، به عنوان شاهدی بر درستی گزاره ی نقیض آن.

  • بی ربطی: تلاش برای پشتیبانی از یک گزاره توسط شواهدی نامربوط.

    • سپربلا(پهلوان پنبه): تلاش برای ردّ یک گزاره، با استدلال علیه گزاره ای دیگر.

 (دریافت کل مغالطات در یک فایل پی دی اف)

خانه | بالا