خانه | بالا | ذهنیت گرایی | خلاصه | اعتبار | مغالطه بیابیم | تمرین | ساختار منطقی

تمرین

دریافت کل مغالطات در یک فایل پی دی اف

 

الف. مغالطه (یا مغالطات) هر یک از برهان های زیر را مشخص کنید. 

  1. بیتل ها بهترین گروه راک دهه ی 1960 بودندآلبوم های آنها بیش از هر گروه دیگری فروش داشت.
  2. "فیلم محشری بود."

- "چرا اینطور فکر می کنی؟"

- "خوب، من ازش خوشم آمد."

  1. من از اینکه بیخدایی را تبلیغ می کنی جاخوردم. آیا پدرت می داند که چنین اعتقادی داری؟
  2. چگونه منکر این هستی که اعتقاد به زندگی پس از مرگ جهانشمول است؟ مگر نه این است که همه ی مردم همین اعتقاد را دارند.
  3. "سارا، امشب پیش ام بمون."

- "چرا باید بمونم؟"

- "چرا نباید بمونی؟"

  1. مصاحبه گر: "آقای وزیر دفاع، شما برنامه ی ساخت موشک های دوربرد شهاب-3 را پی ریزی کردید. آیا ممکن است با توجه به انتقاداتی که به کارآیی چنین برنامه ای می شود، دلایل خود را توضیح دهید؟"

وزیر: "با کمال میل. جمهوری اسلامی به یک نیروی دفاعی قوی نیاز دارد. ما می خواهیم که با همه ی کشور های منطقه در صلح باشیم، اما اشتباه است که فکر کنیم می توانیم بدون تقویت توان دفاعی مان  برای صیانت از ارزش ها و منافع مان، به صلح دست یابیم. ما در دنیای خطرناکی زندگی می کنیم، و اگر می گذاشتم که ما را "تروریست" خطاب کنند، به وظیفه ام در قبال ملت خیانت کرده بودم."

  1.  کسی که روانکاوی نشده باشد، نمی تواند نظریه ی فروید را نقد کند، زیرا مخالفت با این نظریه عموما در اثر مقاومت  ناخودآگاه است، که از عقده ی اودیپ ناشی می شود، و تفکر فرد را به بیراهه می کشاند.
  2. معلم منطق ما می گوید که توسل به مرجعیت مغالطه است، اما امروز در کلاس متوجه شدم که او برای پاسخ گویی به ایراد یک دانش آموز، از ارسطو نقل قول می کرد.
  3. فروشنده به خریدار: "فکر کنم اینها همان کفش هایی هستند که می خواهید. آیا می خواهید آنها را امتحان کنید یا برایتان بسته بندی اش کنم؟"
  4. دانش آموز به معلم: "چرا به من 12 داده اید؟ همه ی معلم های دیگر به من نمره ی بالای 15 داده اند. شاید معیار نمره دادن شما خیلی بالاست."

 

 

ب. برای هر یک از گزاره های زیر، برهانی بسازید که مرتکب مغالطه ی ذکر شده در کروشه شده باشد. سعی نکنید مغالطه تان خیلی سرراست باشد؛ تا آنجا که می توانید آن را ظریف و موجه نما سازید.

 

  1. مرجان دروغ می گفت که یک جن دیده است [شق کاذب]
  2. دولت باید به جای آزاد گذاشتن صادرات مایحتاج مردم، مقرراتی برای محدودکردن آن وضع کند [توسل به اکثریت]
  3. مصرف  ویتامین سی فراوان، سرطان را درمان می کند [تعاقب].
  4. باید بچه را قنداق کرد [توسل به اکثریت].
  5. موبی دیک بزرگترین شاهکار ادبی است [بی ربطی].
  6. بهترین زینت زن حفظ حجاب است [توسل به زور].
  7. بسیاری از خشونت ها ناشی از برنامه های تلویزیونی هستند [توسل به جهل].
  8. مطالعه ی منطق ارزشمند است [مصادره ی به مطلوب].
  9. من این درس را پاس می کنم [ذهنیت گرایی].
  10. سرمایه داری، طبقه ی کارگر را استثمار می کند [توسل به عواطف].

 

 

پ.  مغالطه هایی را که برهان های زیر مرتکب می شوند، مشخص کنید.

 

  1. "در سرمقاله ی مورخ 21 نوامبر، ج.بودوین استدلال می کند که آگهی های دخانیات مخ مردم را نمی زننداما اغلب آمریکایی ها تبلیغ دخانیات را عامل عمده ای در افزایش نرخ مرگ و میر ناشی از آن می دانند.

" تقریبا 57% مردم فکر می کنند که عامل روی آوردن نوجوانان به سیگار کشیدن است. همچنین، 47% فکر می کنند که تبلیغ سیگار ترک آن را مشکل تر می کند" [نامه به سردبیر، وال استریت ژورنال، 5 دسامبر، 1986]

  1. "سناتور رودمن یک "نظریه ی پیتزا" برای فرونشاندن مجادله پیشنهاد کرد: بحث بر سر بودجه 5 ساعت بی نتیجه ادامه داشت، تا اینکه 20 دقیقه پس از این که پیتزایی که سناتور آسپین سفارش داده بود رسید، با توافق فیصله پیدا کرد." [وال استریت ژورنال، 13 دسامبر، 1985]
  2. "یهودیان بخشی از خلق شوروی هستند. آنها مردمی خوب، هوشمند، و بسیار با ارزش در اتحاد جماهیر شوروی هستند. بنابراین، در شوروی مشکلی به عنوان مشکل یهودیان وجود ندارد." [میخائیل گورباچف، نقل در سخنرانی در وین، 1985]
  3. "همچنین، شهر، ایالت و دولت فدرال باید بیشتر به مسأله ی پرکردن اوقات تنهایی کودکان در خانه بپردازند. ایالات متحده تنها کشور صنعتی است که فاقد سیاستی برای حمایت از کودکان تنها در منزل است." [تونی شوارتز، "نگهداری مناسب کودکان در روزیک نیازملی "، ضمیمه ی نیویورک تایمز، 3 ژانویه، 1986]
  4. "ادوارد مار طرفدار آن است که دولت باید شأن و کرامت ایالات متحده  را به قیمت جان گروگان هایمان درتهران حفظ کند. به گمان من، او پسر یا دختری در آن سفارتخانه ندارد." [نامه به سردبیر، نیویورک تایمز، 4 دسامبر، 1979]
  5. "رأی آری به قانون اساسی جدید، تبعیت از اراده ی خدای متعال است. " [آیت الله خمینی، نقل از "ای بی سی نیوز"، 2 دسامبر، 1979]
  6. "سوال. سناتور مک گی، چرا مخالف پایان دادن به انحصار دولتی ارائه ی خدمات پست سفارشی هستید؟

"جواب. چون با اسّ و اساس سیستم پستی ایالات متحده منافات دارد. جورج واشنگتن این سیستم را  زنجیر مستحکمی توصیف می کرد که ملت را یکپارچه نگه می دارد. انحصار ارسال محموله های پستی در هر کشور پیشرفته ای در اختیار دولت است." [مصاحبه با سناتور گیل مک گی، یو.اس. نیوز اند ورلد ریپورت، 13 سپتامبر 1976]

  1. " مشکل اینجاست که ... شما سقط جنین را درست درک نمی کنید. سقط جنین کشتن مستقیم یک کودک بی گناه زاده نشده است،  عظیم ترین ضعیف کشی ایست که جهان به خود دیده است. وضعیتی است که در آن یک انسان انسانی بی دفاع، نادیده و ناشنیده در رحم مادر، اما در همسایگی ما  به درون چرخ گوشت کشیده می شود، یا با تیغ جراحی شرحه شرحه می شود،یا با یک حلّال نمکی سوزانده می شود." [نامه به سردبیر، نیویورک تایمز، 8 اکتبر، 1980]
  2. "ویتنی استاین نویسنده، یک اعلان برای فروش بر در حیاط خانه اش در آپلند کالیفرنیا آویخت. اما برای این کار به عمد تا ساعت 2:22  دقیقه ی یک روز پنج شنبه صبر کرد.

"سه روز بعد، خانه به قیمت مطلوب اش، یعنی 238000 دلار فروش رفت. و آقای استاین این فروش سریع را مدیون اخترگویش، جان برنارد، دانست که 12 سال مشاور اش بوده است.

"به گفته ی آقای استاین: جان  همیشه به من می گوید که وقت مناسب برای نصب یک اعلان بستگی به وضعیت هلال ماه دارد، و همیشه ماه ها طول می کشید تا خانه ای به فروش رود." [کاتلین ای. هیوز، "آیا به فکر خریدن یا فروختن خانه هستید؟ با اخترگویتان مشورت کنید"، وال استریت ژورنال، 12 اکتبر، 1986

 

  1. "در حالی که اغلب دانشمندان هنوز مشغول بررسی علل دو زمستان سخت پیاپی در آمریکای شمالی هستند، پژوهشگری به نام جورج استون معتقد است که پاسخ را یافته است. استون که مدتی مخفیانه برای سی آی ای کار کرده است، می گوید چه بسا دو زمستان سخت اخیر ناشی از سقوط ماهواره ی روسی کاسموس باشد که ابتدای سال گذشته در شمال کانادا رخ داد. او به روزنامه ی استار گفت: من احساس می کنم که کاملا ممکن است ماهواره کل آب و هوای ساحل شرقی و بلکه بخش های دیگری از آمریکا را کنترل می کرده است. این ماهواره که در ژانویه سقوط کرد، درست در موقعیتی بود که بتواند آب و هوای کل ساحل شرقی را که توفان های برفی در آنجا رخ داد کنترل کند... قبول دارم که شواهد متقنی به نفع این نظریه ندارم، اما شاهدی هم علیه آن نیست... ." [اسکپتیکال اینکویایریز، پاییز 1978 ]
  2. "... رونالد ریگان  افتخار یافته که هنگام فرمانداری کالیفرنیا، و نیز هنگام ریاست جمهوری، بهترین قضات را منسوب کند. در هر دو مورد، کیفیت قضات نشان می دهد که ایشان در این راستا موفق بوده اند." [دادستان ژنرال ادوین میس، نقل از نیویورک تایمز، 12 آگوست، 1986]
  3. "اما تا آن هنگام که مقید به انگاره های بروژوایی خود از آزادی، فرهنگ، قانون و الخ هستید، با ما درباب قصدمان برای لغو مالکیت بروژوایی مشاجره نکنید. کل ایده های شما چیزی نیست جز برآیند شرایط تولید بروژوایی و مالکیت بروژوایی تان... ." [کارل مارکس و فردریش انگلس، مانیفیست کمونیسم]
  4. "امکان مسافرتی که در دوره ی فطرت جنگ سرد [بین سال های 1965 تا 1975] برای اتباع اروپای شرقی فراهم شد، یکی از دلایل پیدایش جنبش همبستگی [در لهستان] بود. یک گروه از جامعه شناسان که 10000 نفر از فعالان همه ی رده های جنبش همبستگی را بررسی کرده اند، دریافته اند که حدود 70 درصد آنان دست کم یک ماه را در غرب، عمدتا در سوئد یا آلمان غربی سپری کرده اند." [لوسی کمیسار، "چرا معترضان محتاج سفر اند؟"، ضمیمه ی نیویورک تایمز، 2 دسامبر، 1985]
  5. "[اِد کوچ، شهردار وقت نیویورک] به من گفت:کتاب شما خوب نیست. خوب فروش نکرده است.و مرا با یک اشاره ی دست مرخص کرد." [نیکولاس لِمان، "کوچ به قدر توان کوچ"، نیو رپوبلیک، 20 ژانویه، 1986]
  6. " دکتر آلفرد کان می گوید ما اصلا نمی دانیم که مهدکودک ها چه کیفیتی دارند...

"و حدود 90 درصد مهدکودک ها، غیررسمی هستند. نه بازرسی شده اند و نه تحت ضابطه در آمده اند، و باید فرض کنید که بسیاری از آنها کیفیت بسیار پایینی دارند. مراکز نگهداری رسمی ما عالی هستند، و تحقیق نشان می دهد که کودکان در این مراکز دچار هیچ آسیبی نمی شوند. با این حال، در مورد جاهایی که پروانه ندارند و استاندارد نشده اند تحقیقی صورت نگرفته است، پس من حدس می زنم که خیلی چیزهای وحشتناک آنجا می گذرد." [نیویورک تایمز، 3 سپتامبر، 1984]

  1. " ... وقتی ناگهان بیش از صد زائر مسلمان با بارو بنه شان وارد [فرودگاه هیثرو لندن] شدند، و رو به سوی مکه نماز گزاردند، تردد موقتا مختل شد. دو نظافتچی که به جاروهایشان تکیه داده بودند... با نفرت این منظره را نگاه می کردند.

"یکی شان گفت: پاکستانی های لعنتی، اونا که می خوان عبادت لعنتی شون رو انجام بدن، چرا نمی روند این کار را تو کلیسای لعنتی شون کنند؟

"همکارش که یک نَمه کمتر احمق به نظر می رسید گفت: کلیسا به کارشون نمیاد، نه؟ اونا یه مسچد لازم دارن، نه؟

"اولی با طعنه جواب داد: بعله!، همین رو توی هیثرو کم داریم، یه مسچد لعنتی.

"دومی صبورانه جواب داد: من که نمی گم باید یه مسچد بسازیم. من فقط می گم کلیسا به کارشون نمی یاد. رسم و رسوم شون فرق می کنه....

" خوب پس بفرما باید یه کنیسه و یه معبد هندو هم بسازیم. حتما یه بت قرمز هم لازمه که هندیا دورش برقصن؟..."

[دیوید لودج، جهان کوچک]

 

  1. "... ما معتقدیم که شرکت هایی که سود کافی کسب نمی کنند نمی توانند خدمات [تلفنی] کارآمد، پیشرو و پایداری را ارائه دهند. فراهم نمودن مخابرات خدمات کارآمد از عهده ی شرکت های غیرسودده یا ورشکسته خارج است. چنین شرکت هایی تنها می توانند خدمات ناکارآ و غیر پیشرو ارائه دهند. [تئودور ام. ویل، گزارش سالانه ی اِی. تی. اند تی 1914]

 

ت. ما مغالطاتی این بخش را به سه مقوله تقسیم بندی کرده ایم: آنهایی که مشتمل بر تفکر ذهنیت گرا هستند، آنهایی که از استانداردهای باورپذیری سوءاستفاده می کنند، و آنهایی که محتوی خطاهایی در ساختار منطقی اند. الف) آیا این طبقه بندی دوبدو مانع است؟ ب) آیا می توانید شیوه ی دیگری برای طبقه بندی دیگری از همین مغالطات بیابید؟( می توانید از بیش تر یا کمتر از سه نوع استفاده کنید.)

 

ث. دیاگرام هر یک از برهان های زیر را رسم کنید، و اعتبار آن را ارزیابی کنید. و اگر فکر می کنید مرتکب مغالطه شده اند، آن مغالطه را مشخص کنید.

 

  1. " هیئت دولت از سویی متهم شده که در اقدامات حمایتی افراط کرده ، و از سوی دیگر به آن انتقاد می شود که اقدامات حمایتی اش به قدر کافی نبوده است. امید ما این است که چنان که انتقادات [از هر دو سو] نشان می دهند--  رویه ای را اتخاذ کرده ایم که به رفع تبعیض هایی می انجامد که سالیان سال ماندگار بوده اند. [سخنگوی دولت کارتر، نقل از نیویورک تایمز، 3 اکتبر، 1977]
  2. "اگر وظیفه ی نقاش این بود که هر چه را که مردم می بینند برایشان نسخه برداری کند، ناقد تنها می توانست یک داوری واحد انجام دهد: اینکه آیا آن نسخه صحیح است یا غلط... هر کسی که نقد یک ناقد معتبر را می خواند...  تنها می توانست بیاندیشد که گزینش عقیم ناقد میان آری یا نه، تنها چیزی است که از ذهن می تراود." یاکوب برونوفسکی، علم و ارزش های انسانی]
  3. "استدلال دون بی. کیتس به نفع اینکه هر آمریکایی یک سلاح گرم داشته باشد [" علیه خلع سلح مدنی"، مندرج در شماره ی قبل مجله]مرا متقاعد نکرده است. نکته ای که در بحث او ناگفته مانده این است که فروش اسلحه ی گرم یک تجارت بزرگ است. کسانی که مخالف فروش سلاح هستند با گروه های فشار قدرتمندی در ایالت و دولت فدرال دست و پنجه نرم کنند.، که با منابع سرشارشان برای حفظ سود ولی نعمتان خود، یعنی تولیدکنندگان سلاح، مبارزه می کنند. [نامه به سردبیر، مجله ی هارپرز، نوامبر 1987]
  4. بعضی مواد شیمیایی باعث بروز سرطان در انسان ها و بعضی موجب ایجاد سرطان درحیوانات می شوند. همه ی موادی که سرطان زایی شان درمورد انسان ثابت شده است، برای حیوانات آزمایشگاهی نیز سرطان زا هستند. بنابراین، اگر شخص کمتر در معرض موادی قرار گیرد  که  ثابت شده، یا مظنون به سرطان زایی در انسان یا حیوانات هستند، خطر ابتلا به سرطان در او کاهش می یابد.[ج.ای.هاف، نامه به سردبیر، بارونز، 7 می، 1984]
  5. "به این ترتیب شرکت براندیف  در مسیر توسعه ی فعالیت های به مسیر خواه-ناخواه، هرچه پیش آید خوش آید، به-هر- قیمتی افتاد. در 30 سال اول این شرکت 288 میلیون دلار سود برده بود. در سه سال پس از آن، شرکت 451 میلیون دلار قرض کرد تا مخارج توسعه اش را تأمین کند. [جان دوثری، " چه کسی حباب براندیف را ترکاند؟" ریزِن، می 1985]
  6. "به نظر من، این واقعیت که اکثر ایالت ها،مطابق احساسات  اکثریت ساکنان شان،  برای دست کم یک قرن محدودیت هایی برای سقط جنین وضع کرده اند ، نشانه ایست قوی بر اینکه که، به اصطلاح حق سقط جنین چندان در سنت ها و وجدان مردم ما ریشه دار نیست که بنیادی قلمداد شود. "[رو وی. وِید، ج. رنکویست، معاندت]
  7. " ویلیام باتلر، مشاور ارشد بنیاد دفاع از محیط زیست، که در خلال های سال های 1966 تا 1972 پیشرو مخالفت با کاربرد د.د.ت بود، امروزه نیز برهان اش را تکرار می کند، هنگامی که در ماه اوریل با او تماس گرفتم به من گفت: شما نمی توانید خلاف اش را ثابت کنید. شما نمی توانید بگویید چیزی وجود ندارد زیرا همیشه احتمال این هست که وجود داشته باشد، اما کسی آن را نبیند. بنابراین، نمی توانید بگویید که چیزی علت سرطان نیست زیرا همیشه احتمال این هست که آن چیز سرطان زا باشد، اما هنوز سرطان زایی اش معلوم نشده باشد... " [ویلیام توکر، "موش ها و آدم ها"، مجله ی هارپرز، آگوست 1978]

دریافت کل مغالطات در یک فایل پی دی اف

 

خانه | بالا | ذهنیت گرایی | خلاصه | اعتبار | مغالطه بیابیم | تمرین | ساختار منطقی